یکی بود یکی نبود..

خب خب 

روزی روزگاری . دختر هستی نامی بود . خیلی گوگولی بود . کلاس دوم بود وقتی شناختمش ( وی تا دیدش به پایه بودنش پی برد اگر حالا اون تیکش که اون زمان نمیدونستیم معنی پایه چیه رو فاکتور بگیریم ) رسما از همون موقع تا الان پایه تمام دیوونه بازیا و اسکل بازیا و تباهیام بودی... امیدوارم حس متقابلی بوده باشه XDD . دلم برات خیییلییی تنگ شده و هر روز به این فکر میکنم که کی یه فرصت میشه که بیام رو کولتون بپرم . مرسی که دوستم بودی پدرطوطی مکنه اونی نمای بی نظیری هستی . میخواستم پستو بنویسم برا 12 بزارم رو پیش نویس ولی خواستم همون موقع که تولدته بنویسم حسش بیشتر باشه .  57684953748253 ساله بشی پیش همه کسایی که دوسشون داری باشی از شر هرکسی که اذیتت میکنه خلاص شی ( خودم قدم اول براش برمیدارم ) . به رویاهات برسی و همییشههه یه لبخند گنده واقعی روی لبات باشه . بوس به کلت 

تولدت مبارک ^^

  • Tree tanbal 🦥🥥

اندر احوالات سه بچ پارت دو

من:یکی از متنهامو براشون میفرستم که بخونن*

من:یکیتون وویس بگیره بخونه

پرسون:چرا؟

من:میخوام صداتونو بشنوم موقع خوندنش

ترنم:خب پرسون

ترنم:سنگ کاغذ قیچی بازی میکنیم هرکی باخت وویس بگیره

من:ایموجی سنگ:😐
ایموجی کاغذ:😔
ایموجی قیچی:😂
بفرستین ببینیم کی میبرهxD

ترنم و پرسون:حله

*بعد از دو سه دقیقه وقفه که به خاطر پیام معلم پرسون پیش اومد*

ترنم:خبب یکک دوو سههه

ترنم:😔

پرسون:😐

ترنم:به نام خدا
ترنم: من بردم
ترنم: گمشو برو
ترنم: 😂🤣🤣

من:وای من باید اینو بزارم تو وب ترنم..

 

+دیدین همه اکیپا یکیو دارن که هرچی میشه استوری میکنه؟ من همونم منتهی هرچی میشه پست میکنمxD

ترنم : ساری اگر ستارش باز روشن شد یه تیکش اشتب شده بود ادیت کردم ^^

  • 𝙇𝘶𝘯𝘢𝘭𝘪𝘯 --

اندراحوالات سه بچ

تیپیکال ما

یا پرسون و ترنم با سرعت نور فک میزنن و من نشستم با افکار چرا با اینا دوست شدم نگاشون میکنم

یا من ناراحتم و اینا ویدیوکال گرفتن منو خوب کنن که باز تهش دوتایی دارن فک میزنن و من به افق خیره میشم

یا من دارم فنگرلی میکنم برا آیدلام و اینا اینجوری ان که خداوندا این هزار تا بچه داره اینیکی از کجا در اومد

با من رو یکی کراش زدم بهشون معرفی میکنم اینا میدزدنش

یا سه تایی داریم غیبت یه بنده خداییو میکنیم

بحث احساسیم هر هزار سال یه بار

یا سه تایی داریم عر میزنیم

کلا تو وضعیت نرمال نیستیم..xD

 

پشت صحنه ای که باید میزاشتم

 

+اولین پست من تو وب ترنمم! تبریک بگید@-@

  • 𝙇𝘶𝘯𝘢𝘭𝘪𝘯 --

00:00 ، شروع یه روز خاص

امروز فردا شدهه (چی شد؟ XD) 

من دوتا گاو میدارم ، خیلی دوسشون میدارم 

فردا (امروز) تاریخ 20 آبان ماه بید . 16 سال پیش تا 24 ساعت اینده یکی از این گاوا ، یه انسان موده کیوته دیوونهه گوگولی پدرطوطیه مهربون بچ و بازم دیوونه که روش تاکید دارم به دنیا میاد . 

پرسون بچ 

دوست دیوونه من 

خیلی خوبی :) . مرسی که به دنیا اومدی دنیام باهات خیلی قشنگ تره D: 

میدونی انسان الزایمری هستم ولی یادمه از همون اولش خیلی مود بودی ، بار اول که دیدمت وایب خاصی داشتی که جذبم میکرد . یادته چقد با وسایلت ور میرفتم ؟ XD . رسما با همه چیت ور میرفتم و مطمئن باش دوباره ببینمت اولین کاری که میکنم ور رفتن با اولین وسیلت که دم دسته میشم هی هی هی XD

مرسی که این 5 6 سال دوستم بودی . بالام گفتم دنیام باهات خییلیی قشنگ تره . دونسنگ نمای گاو :) برای اولین بار حس اونی بودن نسبت بهت پیدا کردم XD بدون هرچی بشه همیشه پشتتم و خواهم بود . 85469783204895769274 ساله بشی و پیش همه کسایی که دوسشون داری باشی

بیا تا وقتیم که 85469783204895769274 میشیم کنار همدیگه ، منو تو و هستی به عنوان سه تنفگ دار یا سه کله پوک کنار هم بمونیم :)

( سه عدد خیلی مقدسیه XD ) 

از طرف همه کراشای مشترکمون ( انسانی و کاراکتری ) که شیرشون کردیم هم بهت تبریک میگم . میدونی که اگر بخوام اسم همشونو ببرم لیستی میشه که تا ابد ادامه داره XD . پس اره بدون که همشون بهت تبریک میگن و پیام فرستادن که پرسون شی تا تهش به صورت شریکی با ترنم رومون کراش بمون XD

HBD :)))

 

  • Tree tanbal 🦥🥥

my dreamy tree house

a sloth in the bed

So don’t hide yourself

will you show me yourself

Be comfortable with the way you are

That's right, it's okay to be okay

that's okay / d.o
Designed By Erfan Powered by Bayan